تبلیغات
هم قدم با عشق - گزارش جلسه مورخ سوم مهرماه 96 لژیون شماره نوزدهم
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
دوشنبه 10 مهر 1396 :: نویسنده : neda a       
روز دوشنبه مورخ سوم مهرماه 96، لژیون شماره 19 از کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سلمان فارسی با نگهبانی و استادی کمک راهنمای محترم خانم مینا و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «سی دی خدا» از آقای مهندس رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.
مشکل ما انسان ها این است که ما خداوند را نشناخته ایم. اگر خداوند برای من منفعتی داشته باشد قبولش دارم و اگر منفعتی نداشته باشد قبولش ندارم. مثلاً من همسرم را دوست دارم در صورتی که بتواند چیزهایی که من نیاز دارم را تأمین کند، در صورتی که اعتیاد نداشته باشد و در صورتی که مریض نباشد.

در ابتدا جلسه خانم زهرا ابتدای سی را کنفرانس دادند.
******************************
استاد محترم:
آیا میدانید خداوند انسان را چگونه توصیف کرده است؟ در سی دی "انسان و رب"  آقای مهندس می فرمایند خداوند انسان را اینگونه توصیف کرده که انسان موجودی است که به رب خودش ناسپاس است، دروغ می گوید و فساد می کند  بر مبنای آن اختیاری که خداوند به او داده است.
مشکل ما انسان ها این است که ما خداوند را نشناخته ایم. اگر خداوند برای من منفعتی داشته باشد قبولش دارم و اگر منفعتی نداشته باشد قبولش ندارم. مثلاً من همسرم را دوست دارم در صورتی که بتواند چیزهایی که من نیاز دارم را تأمین کند، در صورتی که اعتیاد نداشته باشد و در صورتی که مریض نباشد.
ما هر کار دلمان می خواهد انجام می دهیم و از طرف دیگر می خواهیم با یک نذری روی همه اعمال بدمان سرپوش بگذاریم. چرا؟ چون هنوز نمی دانیم خدا چیست و کجاست؟ 
سفره ابالفضل می اندازیم و کلی ظاهرسازی می کنیم و اگر خدا خواسته ما را برآورده نکند فکر می کنیم عدالت در مورد ما اجرا نشده است. 
این خیلی مهم است که ما بدانیم از خداوند چه می خواهیم.
******************************
استاد محترم از همسفران عزیز خواستند که ذهنیت خودشان را درمورد خداوند بیان کنند.
******************************
همسفر فخری: 
خداوند وجدان آگاه برای تمام امور زندگی است. متاسفانه الان کسانی را داریم که برای این مراسمات و ظاهرسازی ها تلاش می کنند ولی هنوز جوانان ما دلشان با یاد خدا آرام نمی شود و خدا را نمی شناسند.
******************************
استاد محترم:
بله. خداوند همان وجدان ما است ولی ما همیشه حق را به خودمان می دهیم و 90 درصد اختلاف انسانها برای همین موضوع است و به همین دلیل می خواهیم یکدیگر را تغییر دهیم و نمی توانیم چیزی را که به نفع ما نیست قبول کنیم.
******************************
همسفر زهرا:
من همیشه منتظر بودم تا امام زمان ظهور کند تا عدالت برقرار شود ولی با گوش دادن این سی دی متوجه شدم اگر امام زمان ظهور کرد و اولین کسی که گردن زد من بودم چه؟ پس اول باید خودم را درست کنم.
******************************
استاد محترم:
ما در کنگره یاد گرفتیم که عدالت در همه جا برقرار است و هر کس براساس تلاش و زحمتی که می کشد چیزی را به دست می آورد. اگر یک نفر سوار ماشین آخرین سیستم است حتماً برای به دست آوردن آن ماشین زحمت کشیده است.
******************************
همسفر بتول:
من از خداوند می خواهم که خداوند یک لحظه ما را به حال خودمان رها نکند و همیشه نگهبان و محافظ من باشد.
******************************
استاد محترم:
خداوند زمانی که انسان را آفرید و به او اختیار داد و راه را به او نشان داد. این نیست که شما هر کاری دلت خواست انجام دهی و بگویی خداوند هوای من را دارد. خداوند در هر دو راه (راه درستی و نادرستی) پشتیبان انسان است. آقای مهندس می فرمایند چند نفر در حال مصرف مواد بودند که مأموران آگاهی سر رسیدند و آنها را دستگیر کردند. اولین چیزی که به ذهن همه آنها آمد این بود که چه کسی ما را فروخته است؟ ولی هیچ کس فکر نکرد که ما خودمان با کار اشتباهی که می کنیم خودمان را در معرض اتهام قرار می دهیم. ولی خیلی اوقات هم کسانی که مواد جابجا می کنند می گویند خدایا به امید تو. پس خداوند به آنها هم کمک می کند.
البته راه حقیقت راه سختی است ولی پایان خوبی دارد.
******************************
همسفر ندا:
ما باید در مورد همه چیز حقیقت آن موضوع را در نظر بگیریم. برای مثال من برای چه می خواهم مسافرم رها شود؟ البته درستش این است که بخواهیم یک انسانی به سلامتی دست پیدا کند و بتواند از مواهب زندگی بهره ببرد ولی مثلاً برای خود من رهایی مسافرم مساوی بود با احترام دیگران چون فکر می کردم اینکه دیگران به من احترام نمی گذارند به خاطر این است که من همسر یک مصرف کننه بودم ولی در واقع دلیلش این نبود. این را زمانی فهمیدم که مسافرم رها شد. رفتار من باعث می شده که دیگران با من اینگونه رفتار کنند.
******************************
استاد محترم:
این مانند نذری دادن های خیلی از ما است. مثلاً در توانم نیست که یک گوسفند نذر کنم ولی به خاطر چشم و هم چشمی و دیگر مسائل این کار را انجام می دهم و بعد از خداوند انتظار دارم که برایم جبران کند. پس بهتر است همه چیز را همان طور که هست ببینیم. در واقع باید به حقیقت هر موضوع پی ببریم و بدانیم که برای چه می خواهم این کار را انجام دهم.
******************************
همسفر مژگان:
من خیلی با گوش دادن به این سی دی احساس بهتری پیدا کردم.
******************************
همسفر طاهره:
من همیشه کسی را که مسافرم را معتاد کرد نفرین می کردم ولی با گوش دادن به این سی دی که پنج یا شش بار آن را گوش دادم نظرم تغییر کرد و فهمیدم که باید تحمل بیشتری داشته باشم.
******************************
همسفر فرزانه:
من قبل از ورود به کنگره اصلاً به خدا شکایت نمی کردم. با ورودم به کنگره متوجه شدم که باید خداوند را در درون خودم پیدا کنم.
******************************
همسفر اشرف:
من قبل از کنگره همیشه از خداوند می خواستم که یک راهی جلوی پای من قرار دهد و از زمانی که به کنگره آمدم خیلی زندگی ام تغییر کرده است و همیشه از خداوند تشکر می کنم که این راه را به من نشان داد.
******************************
همسفر سمیه:
من همیشه با خداوند مثل یک دوست خوب صحبت می کنم و هر چیزی که می خواهم و یا نمی خواهم را با خداوند در میان می گذارم.
******************************
سپس همسفر ندا ادامه سی دی را توضیح دادند و در ادامه استاد محترم فرمودند:
آقای مهندس می فرمایند به یک چیزهایی نباید فکر کنیم. مثلاً به این فکر نکنیم که اگر مسافرم خوب نشود چه؟ اگر بعد از رهایی رفت و مواد مصرف کرد چه؟ 
باید اول اجازه بدهیم تا مسافرمان رها شود!
90 درصد از ترسهای ما ساختگی است و ذهن ما هم هیچ دری ندارد که ما آن را ببندیم تا افکار مخرب وارد آن نشود. این افکار وارد ذهن ما می شوند. این ما هستیم که به این افکار اجازه می دهیم که در ذهنمان بمانند. می توانیم خودمان را به کاری که دوست داریم سرگرم کنیم چون این افکار انرژی ما را تخلیه می کنند.
******************************
«پایان»
******************************

دستور جلسه هفته آینده سی دی صحرا و خلق و خوی از آقای مهندس






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مهر 1396 11:51 ب.ظ
خانم ندای عزیز خدا قوت
دوشنبه 10 مهر 1396 02:21 ب.ظ
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفت اگر دست نگیری
بشنو از پیر خرابات تو این پند
هر دست که دادی به همان دست بگیری
دوشنبه 10 مهر 1396 11:02 ق.ظ
ندای عزیزم خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.