تبلیغات
هم قدم با عشق - گزارش جلسه مورخ 96/5/9 لژیون شماره نوزدهم
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
سه شنبه 17 مرداد 1396 :: نویسنده : neda a       

به نام الله

 جلسه مورخ 96/5/9 با دستور جلسه وادی ششم از کتاب عشق به استادی سرکار خانم مینا و با حضور گرم جمعی از همسفران راس ساعت 5:30 بعدازظهر در لژیون شماره نوزدهم برگزار گردید.

خانم مینا:

وادی پنجم وادی عمل است اگر بتوانیم به آیتم های وادی پنجم عمل کنیم می توانیم به آرامش برسیم. از روز الس تا به الان همه انسانها به دنبال آرامش بوده اند. در وادی پنجم به ما می گویند اول از همه از ضدارزشها دوری کن یعنی کارهایی که فرمان الهی هستند. فرمان ها چه بودند؟ غیبت نکن، دزدی نکن، رشوه نگیر و غیره. دومین آیتم این بود که کاری که نمی دانی درست است یا غلط را انجام نده. سومین آیتم قناعت نه به آن معنا که من گرسنگی بخورم. بلکه یعنی اینکه از چیزی که دارم بتوانم بهترین بهره را ببرم. آیتم بعدی پس انداز است. گفتیم هر انسانی در هر مرتبه اقتصادی که هست باید یک پس اندازی داشته باشد چرا؟ چون آقای مهندس می فرمایند آن کسی که وضعیت مالی خوبی دارد شاید زیاد نیازی به پس انداز نداشته باشد چون اگر جایی به مشکل برخورد کند یکی از دارایی هایش را می فروشد ولی آن کسی که دستش خالی است باید پس انداز داشته باشد تا دستش را جلوی کسی دراز نکند و اما توکل، رضا و تسلیم سه تا چیز متفاوت است. توکل یعنی وکیل کردن یعنی خدا را وکیل خودم می گیرم چرا؟ چون کاری از دست من ساخته نیست و اما رضا یعنی راضیم به رضای تو. اگر آن چیزی بشود که من می خواهم که چه بهتر اما اگر نشد باید بپذیرمش چون چاره ای ندارم. انسانی که در مرحله تسلیم است هر اتفاقی حتی اگر مصیبت هم باشد به آن به چشم یک مصیبت نگاه نمی کند. مثلاً از داشتن بچه معلول حتی ذره ای هم ناراحت نیست.


خانم مینا:

در ابتدا خانم مینا انتهای وادی پنجم را توضیح دادند و فرمودند: وقتی درگیر عیبهای دیگران باشیم از دیدن عیبهای خودمان غافل می شویم. انسان فقط درمورد خودش می تواند قضاوت کند. البته قضاوت درست. قضاوت درمورد خودمان هم باید قضاوت درست باشد.

سپس خانم مینا از همسفران خواستند که درمورد توکل، رضا و تسلیم مشارکت کنند.

همسفر خانم سمیه: در مرحله اول توکل کردن است یعنی ما راضی هستیم به آن چیزی که خداوند برای ما مقدر کرده است. در مرحله رضا باید راضی باشیم به رضای خدا و در مرحله تسلیم باید تسلیم باشیم چه راضی باشیم و چه نباشیم باید تسلیم به خواسته خداوند شویم.

 **********************

خانم مینا:

وادی پنجم وادی عمل است اگر بتوانیم به آیتم های وادی پنجم عمل کنیم می توانیم به آرامش برسیم. از روز الس تا به الان همه انسانها به دنبال آرامش بوده اند. در وادی پنجم به ما می گویند اول از همه از ضدارزشها دوری کن یعنی کارهایی که فرمان الهی هستند. فرمان ها چه بودند؟ غیبت نکن، دزدی نکن، رشوه نگیر و غیره. دومین آیتم این بود که کاری که نمی دانی درست است یا غلط را انجام نده. سومین آیتم قناعت نه به آن معنا که من گرسنگی بخورم. بلکه یعنی اینکه از چیزی که دارم بتوانم بهترین بهره را ببرم. آیتم بعدی پس انداز است. گفتیم هر انسانی در هر مرتبه اقتصادی که هست باید یک پس اندازی داشته باشد چرا؟ چون آقای مهندس می فرمایند آن کسی که وضعیت مالی خوبی دارد شاید زیاد نیازی به پس انداز نداشته باشد چون اگر جایی به مشکل برخورد کند یکی از دارایی هایش را می فروشد ولی آن کسی که دستش خالی است باید پس انداز داشته باشد تا دستش را جلوی کسی دراز نکند و اما توکل، رضا و تسلیم سه تا چیز متفاوت است. توکل یعنی وکیل کردن یعنی خدا را وکیل خودم می گیرم چرا؟ چون کاری از دست من ساخته نیست و اما رضا یعنی راضیم به رضای تو. اگر آن چیزی بشود که من می خواهم که چه بهتر اما اگر نشد باید بپذیرمش چون چاره ای ندارم. انسانی که در مرحله تسلیم است هر اتفاقی حتی اگر مصیبت هم باشد به آن به چشم یک مصیبت نگاه نمی کند. مثلاً از داشتن بچه معلول حتی ذره ای هم ناراحت نیست.

**********************

خانم مینا قبل از شروع وادی ششم فرمودند برای یک کمک راهنما هیچ حسی بالاتر و بهتر از این نیست که رهجویش را در جایگاه خدمت ببیند من امروز خیلی خوشحال شدم که از خانم فرزانه و خانم ندا برای خدمت در سایت کنگره تقدیر به عمل آمد. من تشکر می کنم از این خانمها و البته خودشان هم لذت بردند و من هم واقعاً لذت بردم. از خدا می خواهم که رهجویان سفر اول به رهایی برسند و رهجویان سفر دوم را در جایگاههای بالاتر ببینمشان.

لذت این که به یک نفر آرامش بدهید و یا تأثیری هرچند کوچک بر روی او بگذارید واقعاً وصف نشدنی است. از بچه های سفر اول می خواهم که مشارکت کنید و خدمت کنید هرچند کوچک باشد چون برکت آن به زندگی و خانواده شما بازمی گردد.

لطفاً در لژیون مشارکت کنید. من نباید فقط در لژیون صحبت کنم چون شما تا زمانی که خودتان مشارکت نکنید آن لذت لازم را نخواهید برد.

 **********************

وادی ششم

خانم مینا:

"عقل مانند ماشین تابع خود می باشد" چه کسی می تواند این قسمت را توضیح بدهد؟

وقتی استارت ماشین را می زنیم تمام سیستمهای ماشین به صورت خودکار شروع به کار کردن می کنند. وقتی به عقل خوراک داده باشیم که همان دانایی است فقط با یک استارت روشن می شود.

عقل یکی از مهمترین اجزای صور پنهان انسان است. بوده و هست یعنی هیچ آغاز و پایانی ندارد. عقل از کلمه عقال گرفته شده که یک کلمه عربی است. عقال در واقع برای مهار کردن شتر استفاده می شود. یک وقتهایی در زندگی هست که در هنگام مشکلات باید ایستاد. شاید گاهی اوقات لازم نباشد که ما خودمان را به در و دیوار بزنیم. گاهی اوقات باید بایسیستیم و هیچ کاری نکنیم.

عقل هیچ وقت اشتباه نمی کند. نفس است که با لباس مبدل عقل را به اشتباه می اندازد. تمام اطلاعات در عقل کل وجود دارد. ممکن است ما دسترسی به آن نداشته باشیم. ما هرچقدر به طرف ارزشها حرکت کنیم می توانیم بیشتر به فرمان عقل نزدیک شویم و برعکس هرچقدر به طرف ضدارزشها حرکت کنیم ما از فرمان عقل دور می شویم.

مغز جایگاه عقل است و عقل قابل رویت نیست و از بین نمی رود و تبدیل به انرژی می شود. وقتی انسان در مسیر فرمان های عقل قرار بگیرد می تواند به مرحله شو، شود برسد یعنی تصمیم می گیرد که فردا ساعت 6 صبح بیدار شود و این کار را انجام می دهد.

**********************

سپس خانم مینا از همسفران خواستند تجربیات خودشان را درمورد درگیری بین عقل و نفس بیان نمایند.

خانم ندا: در سفر اول شاید زمان های ناامیدی من خیلی کم بوده چون همیشه امید داشتم ولی یک بار ناامید شدم و از خداوند مرگ مسافرم را خواستم ولی خوب خداوند به من لطف داشت و این اتفاق نیافتاد و مسافرم رها شد.

خانم فرزانه: مسافر من وقتی شروع می کند به جر و بحث کردن یکی به من می گفت به تو ظلم شده باید جوابش را بدهی و یک نفر دیگر می گفت این الان آرام می شود و از کار خودش پشیمان می شود و این باعث می شد که من سکوت کنم ولی گاهی اوقات هم به حرف نفسم گوش می دادم و جر و بحث بالا می گرفت و کار به جاهای باریک می کشید.

**********************

پایان جلسه راس ساعت 7 بعدازظهر روز دوشنبه مورخ 96/5/9

دستور جلسه دو هفته آینده سی دی نتیجه از آقای مهندس دژاکام

پاینده و پیروز باشید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 03:54 ب.ظ
This is my first time visit at here and i am in fact pleassant to read
all at single place.
شنبه 18 شهریور 1396 08:19 ب.ظ
If you are going for finest contents like me, simply go to see this web page daily for the reason that it gives feature contents, thanks
یکشنبه 12 شهریور 1396 04:31 ق.ظ
Hi there every one, here every one is sharing
these kinds of knowledge, thus it's fastidious to
read this website, and I used to pay a quick visit
this web site daily.
سه شنبه 7 شهریور 1396 04:03 ب.ظ
Hi to all, how is everything, I think every
one is getting more from this site, and your views are
pleasant in support of new users.
یکشنبه 5 شهریور 1396 10:31 ق.ظ
It's nearly impossible to find well-informed people for this subject, but you seem like you know what you're talking about!
Thanks
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:54 ب.ظ
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر