تبلیغات
هم قدم با عشق - گزارش جلسه مورخ 96/3/1 لژیون شماره نوزدهم کمک راهنمای محترم خانم مینا
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
به نام خدا

جلسه مورخ 96/3/1 با حضور گرم همسفران با دستور جلسه سی دی گره عشق 1 از آقای امین دژاکام به استادی سرکار خانم مینا رأس ساعت 5 بعدازظهر روز دوشنبه آغاز به کار نمود.
************************
ما وقتی به کنگره می آییم باید بتوانیم گره های درون خودمان را پیدا کنیم خیلی از مسائل برای من حل می شود و پذیرش مسائل و شرایطی که در آن قرار گرفته ام برای من راحت تر خواهد شد. باید ببینم مشکل من چی هست. اینقدر روی مسافرهامون تمرکز نکنیم و فکر نکنیم که همه چیز تقصیر مسافرمان است. باید بال پرواز مسافرانمان باشیم و به آنها انرژی بدهیم. این که می گوییم سکوت کنیم این نیست که انرژی آنها را بگیریم. آنها با القائات و انرژی مثبت ما می توانند این سفر سخت را پشت سر بگذارند. مسافرانتانتون را رها کنید و به خودتان برگردید. تغییر وقتی صورت می گیرد که مسافرتان را رها کنید. مسافر شما اگر بخواهد و بدنش نیاز داشته باشد مصرف می کند. ولی وقتی ما حساسیت نشان دهید دیگر با شما صادق نخواهد بود و همه چیز را از شما پنهان خواهد کرد. ما فقط باید صبر کنیم تا اون جرقه و نقطه تفکر در آن ها ایجاد شود.

************************
بچه ها روزه را فقط به این دلیل نگیرید که ثواب داشته باشد. آقای مهندس می فرماینده روزه باعث راه اندازی سیستم های بدن می شود. در سی دی بستن دهان خواندیم که وقتی گرسنگی می کشیم ذهن ما بهتر کار می کند. کسانی که فکر می کنند نمی توانند روزه کامل بگیرند می توانند قسمتی از روز را روزه بگیرند تا نقطه تحمل ما بالا برود. در حقیقت خداوند هیچ نیازی به روزه و نماز ما ندارد و همه اینها به خاطر بهتر شدن حال خود من است. 
لطفاً در جلسات عمومی مشارکت کنید. کنگره به صورتی است که اگر حرکت نکنید عقب می مانید. کنگره مثل یک گردباد است. اگر در حالت سکون باشید از این گردباد به بیرون پرتاب خواهید شد.
موضوع بعدی که می خواستم راجع به آن صحبت کنم پذیرش است. روزی خودم را باید قبول کنم و بپذیرم. در هر جایگاهی که هستیم باید بدانم که آن جایگاه سهم من است.
تشکر می کنم به خاطر جلسه قبل که لژیون خدمتگزار بودیم. نگهبان جلسه آمدند و از من تشکر کردند. هم استاد جلسه و هم استاد تازه واردین خیلی خوب بودند و همه بچه هایی که خدمت کردند از آنها ممنون هستم. 
یک وقتهایی در کنگره مسائلی پیش می آید که شاید به ما بربخورد. همه چیز در کنگره برای آموزش است و ما فقط باید بگوییم چشم و حق هیچ گونه گله و شکایتی نداریم.
************************
خلاصه سخنان استاد:
آقای امین در ابتدای سی دی در مورد داستانی که شخصی برایشان از عشق تعریف کرده بودند صحبت می کنند و اینکه چگونه وقتی در یک عشق شکست خورده اند به سمت مواد کشیده می شوند.
عشق چیز خوبی است پس چرا سرانجام آن اینقدر بد می شود؟ ما در کنگره یاد گرفتیم که هر چیزی یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان.
صور آشکار عشق خیلی زیبا است ولی در صور پنهان مسئله دیگری است. انسان زمانی که عاشق می شود که در اثر تاریکی ها یکسری از صفات خودش را از دست می دهد و آن صفات را در شخص مقابل می بینند و در نتیجه عاشق آن شخص می شوند.
انسان برای اینکه وارد تاریکی ها بشود باید یک سری از صفات خوب خود را از دست بدهد.
مثالش صفاتی است که ما خودمان نداریم ولی می خواهیم فرزندمان یا همسرمان آن را داشته باشد. مثلاً خودم نتوانسته ام درس بخوانم و از فرزندم انتظار دارم که تحصیلات عالیه داشته باشد.
************************
همسفر خانم سمیه:
انسان زمانی که عاشق می شود در ابتدا خیلی خوشحال است و در اصطلاح روی ابرها حرکت می کند تا کم کم یک سری مسائل پیش می آید که  شرایط را برای شخص دشوار می کند.
************************
استاد محترم:
ما یک سری صفات در درونمان بوده و الان اون صفات را در درون یک نفر دیگر می بینیم و از اون شخص خوشمان می آید. در کنگره هم برای انتخاب راهنما ما می گردیم و شخصی را به عنوان راهنما انتخاب می کنیم که با ما هم حس باشد. یعنی ما یک سری صفات را که طلب می کنیم و دنبال آن هستیم در راهنمای خودمان می بینیم و او را به عنوان راهنما انتخاب می کنیم.
در واقع عاشق می خواهد فضاهای خالی درون خودش را با آن شخص پر کند. یک مصرف کننده به طرف تاریکی ها حرکت می کند یک سری صفات خوب خود را از دست می دهد و وقتی سفرشان تمام می شود کم کم آن صفات به آنها بازمی گردد و حسهای آنها باز می شود.
************************
همسفر خانم سپیده:
آقای امین چند بیت شعر را می خوانند و در مورد هر بیت توضیحی می دهند.
بسته احساسی که اینک وا شدی          کهنه عشقی آمد و شیدا شدی
یعنی یک حسی که قبلاً نبوده و الان به وجود آمده یک عشق کهنه آمده و در انسان شیدا شدن را ایجاد می کند.
************************
همسفر خانم سمیه:
آن تکان و نیرویی که به شخص وارد می شود در قضیه عشق در ابتدا احساس خوشحالی به وجود می آورد ولی در ادامه خیلی سخت می شود و مشکلات زیادی به وجود می آورد که باعث اختلالاتی در سیستم خمر انسان می شود. البته تمام انسانها تاریکها را تجربه می کنند. در ابتدا کسانی که خمرشان به درستی کار نمی کند وقتی عاشق می شوند سیستم خمرشان به خوبی کار می کند و خیلی خوشحال هستند ولی کم کم وقتی عشق به فرجام نمی رسد سیستم خمر انسان دچار مشکل می شود و دچار خماری بسیار زیادی می شود.
************************
استاد محترم:
ما وقتی به کنگره می آییم باید بتوانیم گره های درون خودمان را پیدا کنیم خیلی از مسائل برای من حل می شود و پذیرش مسائل و شرایطی که در آن قرار گرفته ام برای من راحت تر خواهد شد. باید ببینم مشکل من چی هست. اینقدر روی مسافرهامون تمرکز نکنیم و فکر نکنیم که همه چیز تقصیر مسافرمان است. باید بال پرواز مسافرانمان باشیم و به آنها انرژی بدهیم. این که می گوییم سکوت کنیم این نیست که انرژی آنها را بگیریم. آنها با القائات و انرژی مثبت ما می توانند این سفر سخت را پشت سر بگذارند. مسافرانتانتون را رها کنید و به خودتان برگردید. تغییر وقتی صورت می گیرد که مسافرتان را رها کنید. مسافر شما اگر بخواهد و بدنش نیاز داشته باشد مصرف می کند. ولی وقتی شما حساسیت نشان دهید دیگر با شما صادق نخواهد بود و همه چیز را از شما پنهان خواهد کرد. ما فقط باید صبر کنیم تا اون جرقه و نقطه تفکر در آن ها ایجاد شود.
************************
استاد محترم:
ادامه سی دی عشق هر چقدر فرد بیشتر در تاریکی قرار می گیرد وابستگی او به طرف مقابل بیشتر می شود. وقتی این عشق به فرجام مناسب نمی رسد آنقدر شخص خمار می شود که حتی در موارد شدید شخص دچار بیرون روی می شود.
این نیست که هر کسی در تاریکی ها قرار می گیرد انسان بدی است. همه انسان ها تاریکی را تجربه می کنند برای پی بردن به عظمت روشنایی ها. من وقتی با یک فرد سیگاری زندگی کردم زمانی که دیگه مصرف نمی کند اون وقت من آن احساس خوب را حس می کنم . ولی وقتی کسی اصلاً با یک مصرف کننده سیگار زندگی نکرده باشد هیچ برداشتی از این موضوع ندارد.
************************
همسفر خانم سمیه:
آنچه دادی شد مثال دانه ها  عشق مخلوقت نخ تسبیح ما
چیزهایی که خداوند به ما داده مثل دانه ها هستند مثل تواناییها و صفات خوبی که داریم. عشق مخلوق مانند نخی است که این صفات را به هم وصل می کند مانند نخ تسبیح. 
آدمی که عاشق می شود همه چیزهای اطرافش او را یاد معشوقش می اندازد. صبحها زمانی که چشمهایش باز می کند تصویر معشوقش را می بیند و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کند و هر کاری انجام می دهد با فکر او انجام می دهد.
************************
استاد محترم:
دقیقاً مثل ما خانمها که آنقدر به مردهایمان وابسته هستیم که وقتی کوچکترین اتفاق می افتد دیگر حوصله هیچ کاری را نداریم  و خیلی به هم می ریزیم.
************************
همسفر خانم ندا:
دلبستگی های ما هم در زندگی را می شود برای این سی دی مثال زد. دلبستگی ما به مسافرمان باعث می شود که نتوانیم در سفر اول او رها کنیم و به خودمان بپردازیم ولی همانطور که در پیام سفر اول هم آمده است باید خودمان را به آن چیزی که علاقمند هستیم مشغول کنیم تا بتوانیم مسافرمان را رها کنیم تا نقطه تفکر در او ایجاد شود و بتوانیم از انرژی که از آن کار مورد علاقه مان می گیریم به مسافرمان انتقال دهیم. درختان ایستاده می میرند. ما باید روی تواناییها و صفات خودمان تمرکز کنیم و آنها را ارتقا دهیم.
************************
همسفر خانم سمیه:
هر کس که به یک آدم عاشق نگاه می کند متوجه می شود که او عاشق شده است. خود انسان متوجه این وابستگی نمی شود و نمی داند که زندگی خود را روی شن سست بنا کرده است. ما نمی خواهیم بگوییم که عشق چیز بدی است چون همه عاشق می شوند ولی عشق باید همراه با آگاهی باشد.
شخص عاشق تمام آرزوها و رویاهایش را به معشوق خود وابسته کرده و یک روز ممکن است این عشق به فرجام نرسد و آن نخ تسبیح پاره شود و شخص دچار حال خیلی بدی می شود. و آن صفاتی خوبی هم که قبل از آن عشق داشته را هم نمی تواند از آنها استفاده کند. دیگر نمی تواند به تحصیل و کار خود ادامه دهد.
************************
استاد محترم:
ما آنقدر به مسافرهایمان وابسته می شویم که از بچه هایمان غافل می شویم. من خواهش می کنم از شما که تمام بنیان و تمرکز خود را روی مسافرانتان نگذارید. یک وقتی می شود که پشیمانی هیچ سودی ندارد. مسافر شما رها خواهد شد و آن وقت مواجه می شوید با یک فرزند افسرده و دچار مشکل روحی و ما تازه متوجه بشویم که بچه هایمان را از دست داده ایم. 
باید بپذیرید مسافرتان را با هر شرایطی که دارد. اگر جایی در خانه پدر دارید برگردید. اگر جایی ندارید بپذیرید مسافرتان را نه اینکه فقط سعی کنید مسافرتان را تغییر دهید. شما نمی توانید مسافرتان را تغییر دهید. شما می توانید فقط و فقط خودتان را تغییر دهید. اگر او بخواهد تغییر کند شما می توانید به او کمک کنید ولی اگر نخواهد باید تمام تمرکز خودتان را روی تغییر خودتان بگذارید.
نگذاریم فرزندانمان با یک لبخند جنس مخالف به طرف او کشیده شوند. اگر این اتفاق افتاد نتیجه نبودن آرامش در خانه است. و مادر خانه مسئول ایجاد آرامش در خانه است. مادر در خانه می تواند تعادل مناسب را برقرار کند. 
************************
همسفر خانم سمیه:
این مرحله از عشق مرحله تخریب و آشوب هست. زمانی که از طرف مقابل جواب نه را می شوی و ... . ما در کنگره آموختیم که وقتی بخواهیم ساختاری را از نو بسازیم ساختار قبلی را باید خراب کنیم تا بتوانم ساختار جدید و بهتر بسازیم. 
عاشق وقتی که از سمت معشوق جواب نه را می شنود فکر می کند در او ایرادی وجود داشته که او را نخواسته است. مثلاً اگر دختر باشد فکر می کند شاید به اندازه کافی زیبا نبوده و اگر مرد باشد فکر می کند بی پول است و در واقع اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. که این باعث خماری خیلی شدید می شود. 
************************
استاد محترم:
تخریب سیستم ایکس از دو طریق صورت می گیرد یکی با سیم و دیگری بی سیم. چرا می گویند تخریب همسفرها بیش از مسافرها است؟ به خاطر افکار منفی هست که سیستم ایکس آنها دچار مشکل شده است. 
به خاطر اینکه مثلاً مسافرم حرکت نمی کند تواناییهای خودم را نادیده می گیرم. 
************************
همسفر خانم ندا:
این تخریب که بعد از عشق نافرجام به وجود می آید در واقع دو راه در سر راه عاشق می گذارد می تواند از این تخریب برای خراب کردن ساختار قبلی و ایجاد ساختار بهتر استفاده کند و یا اینکه مثل یک بازنده به فکر زخم زدن به دیگران باشد و بخواهد این مسئله را بر سر دیگران تلافی کند.
************************
پایان سی دی گره عشق 1 از آقای امین دژاکام
************************
پایان جلسه رأس ساعت 6 بعدازظهر روز دوشنبه مورخ 1/3/96
دستور جلسه هفته آینده سی دی پردازش از آقای مهندس دژاکام و وادی پنجم از کتاب عشق 
************************
پاینده و پیروز باشید





نوع مطلب :
برچسب ها : جلسات هفتگی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:57 ب.ظ
These are really enormous ideas in on the topic of blogging.
You have touched some good points here. Any way keep up wrinting.
جمعه 13 مرداد 1396 11:28 ب.ظ
Hello! I know this is kind of off topic but
I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty
finding one? Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر