تبلیغات
هم قدم با عشق - سی دی پیوند نامیمون
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : neda a       

مقوله پیوندهای نامیمون یا پیوند نامبارک خیلی کاربردی می‌باشد هم برای سفر اول و هم برای سفر دوم، قضیه به این صورت است ما می‌توانیم از طبیعت الگوهای زیادی برداریم الگوهایی که طبیعت به ما می‌دهند جاری هستند و ما نیز بخشی از طبیعت هستیم.

به نام خد

متن کامل سی دی پیوند نامیمون (استاد امین)

مقوله پیوندهای نامیمون یا پیوند نامبارک خیلی کاربردی می‌باشد هم برای سفر اول و هم برای سفر دوم، قضیه به این صورت است ما می‌توانیم از طبیعت الگوهای زیادی برداریم الگوهایی که طبیعت به ما می‌دهند جاری هستند و ما نیز بخشی از طبیعت هستیم.

پیوند کلمه‌ای است که معمولاً در باغداری خیلی استفاده می‌شود مثال: هر چیزی که هسته دارد می‌توان پیوند زد سیب، گیلاس و... 10 الی 12 درخت را به هم می‌توان پیوند زد و هر شاخه از درخت یک نوع میوه می‌دهد. این نوع روش برای ما که در شهر زندگی می‌کنیم مانند معجزه می‌ماند قضیه پیوند به همین سادگی می‌ماند یک انسان هم می‌شود به آن پیوند زد این پیوند در گیاهان یک سری محصولات را به وجود می‌آورد و در انسان یک سری صفات را ایجاد می‌کند.

مثال: اگر به انسان یک ویژگی خوبی پیوند بزنیم بعد از مدتی شروع به محصول جدید دادن می‌کند و تولید جدیدی از خود به جا می‌گذارد این اتفاق در لژیون می افتد موقعی که شخصی وارد لژیون می‌شود یک سری صفات جدید به او پیوند زده می‌شود بعد از مدتی پس از درمان یک سری خلق و خوی جدید در او ظاهر شده که این صفات قبلاً نداشته.

پیوندهای خوب مشکل ایجاد نمی‌کند چون خیر و برکت دارد و توانایی‌های جدید پیدا می‌شود ولی پیوندهای نامیمون یا نامبارک برای انسان مشکلاتی را به وجود می‌آورند فرض می‌کنیم درختی محصولات خوبی می‌دهد و چیزی به آن پیوند بزنیم که میوه تلخ و بدمزه‌ای (حنظل) از این درخت به وجود بیاید.

یک باغبان و یا کسی که کارش با گیاهان است میوه‌ها را پرورش می‌دهد و شاید محصولاتی که الآن وجود دارد در 500 سال پیش وجود داشته باغبانی که عشق و علاقه زیادی به این کار دارد با پرورش دادن یک سری از گیاهان تغییراتی به وجود می‌آورد که محصولات جدیدی به وجود می‌آید و طعم‌های جدیدی به وجود می‌آید.

گیاه تریاک نیز به اینگونه است گیاه خشخاش یک زمانی یک گیاه وحشی بوده و محصولات کمی داشته است در طبیعت وقتی میوه‌ها در حالت وحشی هستند این میوه‌ها وقتی اهلی می‌شوند میزان محصولی که به وجود می‌آید چندین برابر می‌شود و قابل استفاده می‌شوند و طعم‌های بهتری پیدا می‌کند این حالت وحشی به حالت اهلی در آمدن به کمک باعبان اتفاق می افتد این کار بوسیله دانش شخص به وجود می‌آید.

 انسان در حالت وحشی خود، (حالت وحشی به لباس ظاهر نیست به صفات و خلق و خوی انسان است) هر کاری که دوست دارد انجام می‌دهد در واقع انسان وحشی همان نفس اماره است. محصولات این انسان‌ترش یا تلخ یا بسیار کم است در یک مقطعی پیوندهای نامیمونی به انسان زده می‌شود که همراه انسان است و محصولات انسان را تلخ و بدمزه می‌کند یعنی خلقی که از پیوند نامیمون از فردی دیده می‌شود جنبه تخریبی دارد هم برای خود و هم برای دیگران باعث آزار و اذیت می‌شود لحن صحبت، افکار، کلام، کارهایی که انجام می‌دهد و...

در پیوند زدن خراش، زخم، شکاف، باید وجود داشته باشد اگر در انسان یک پیوند زده شود (چه خیر چه شر) با درد سوزش و با ضربه همراه است این ضربه و درد به جان آدمی وارد می‌شود پوسته و لایه‌های بیرونی را پاره می‌کند شرایط مناسب را برای پیوند در انسان ایجاد می‌کند.

مثل بیماری اعتیاد یک ضربه عشقی باید وارد شود تا شخص مشروب بخورد مواد مصرف کند و به مرور زمان قدرت پیدا می‌کند ممکن است سالها بگذرد و این پیوند بزرگ می‌شود که خود شخص فکر می‌کند که از اول همینطوری بوده.

مثال: از اولش دیوانه بودم، ولی از اولش نبوده چون انسان در مرحله آفرینش وقتی خلق می‌شود در تعادل آفریده می‌شود، سپس در انتخابات و اتفاقات صفات به آن اضافه می‌شود؛ مانند خیانت، انتقام گرفتن، قتل...

نکته این است که نیروهای منفی یا بازدارنده باید به انسان یک ضربه محکم وارد کنند بتوانند زخم و بذر را به انسان پیوند بزنند هر چقدر آن صفات قویتر باشد باید آن ضربه محکمتر و کاری‌تر باشد و عمق بیشتری داشته باشد.

تصور می‌شود که وقتی عصبانی هستیم خشم خود را خالی می‌کنیم حالا با شکستن و با کوبیدن وسایل، پیوندها خودشان را نشان می‌دهند کسی که پیوند دارد تا موقعی که اوضاع و احوال طوری که شحص می‌خواهد و طبق آن خواسته نفس پیش می‌رود مشکلی وجود ندارد ولی کافی است که شرایط سخت شود آنوقت خلق و خوی کاملاً بر می‌گردد و آن آدم ساکت و آروم یک دفعه حرفی می زند که دیگران هاج و واج می‌مانند.

مثال: اعتیاد یک پیوند خیلی قوی می‌باشد تا زمانیکه به فردی مواد می‌دهیم همه چیز سر جایش و آروم است اگر مواد به او ندهیم آن بلائی که سر آدم می‌آید عمق پیوند را نشان می‌دهد.

پیوندها اصولاً در انسان‌ها نامرئی هستند یا سعی می‌کنند خودشان را پنهان کنند ساختارها برای حفظ بقاء خود تلاش می‌کنند.

مثال: اگر کسی از راه خلاف زندگی می‌کند، اولین نکته مهم در تجارت خلاف اوست. این است که کسی از کار او سر در نیاورد مشتری‌های خود را دارد و آگهی نمی‌دهد بخاطر همین پنهان بودن قضیه کار سخت می‌شود ولی برای کسی که جهان بینی کار می‌کند و کسی که در مرحله تزکیه و پالایش است قطعاً به این پیوندها بر می‌خورد.

پیوندها اینگونه عمل می‌کنند موقعی که درختی یک شاخه‌های طبیعی دارد (صفات انسانی) صفات‌های ناجور مخرب که شاخه‌های پیوند هستند همه در درخت (انسان) وجود دارند موقعی که خوراکشان (خوراک شاخه‌های نامیمون) کم شود عکس العمل از خود نشان می‌دهند بلافاصله مواد لازم خود را از شاخه‌های سالم و درست جذب می‌کنند انرژی لازم خود را از شاخه‌های دیگر می‌گیرد.

موقعی که انسان در حال درس خواندن پول درآوردن ... می‌باشد کارهای دیگر مختل می‌شود یعنی وقتی می‌آید روی شاخه پیوند کار می‌کند خوابش بهم می‌ریزد حواس جمع ندارد کارهای مثبتی که انجام می‌داد از تعادل خارج می‌شود این عکس العمل طبیعی پیوند است یعنی پیوندها انرژی خود را به اینگونه بدست می‌آورند که شاخه‌های یک درخت انرژی خود را از خاک، آفتاب، بارون، بدست می‌آورند ولی شاخه‌های پیوندی انرژی خود را از آفتاب، بارون، بدست نمی‌آورند چون وسیله جذب ندارند آنها به صورت پنهانی انرژی خود را از ساختارها بدست می‌آورند.

اصولاً پیوندهای نامیمون با مبحث تولید هیچ کاری ندارند فقط استفاده می‌کنند مثل مافیا کار نمی‌کند تولید نمی‌کند انسان‌های دیگر کار می‌کنند و پول خود را مواد می خرندو....

شخصی پیوندی در خود می‌بیند و می‌خواهد جدا سازی انجام دهد مرحله اول تشخیص پیوند می‌باشد پیوند مانند گره می‌ماند که باید در درون این گره را باز کرد و باید راه باز کردن را یاد گرفت غیر این باشد باعث می‌شود این گره پیوند محکمتر شود.

وقتی انسان شرک داشته باشد شریکانی برایش قرار می‌گیرند.

تزکیه و پالایش در زندگی جاری  ما می‌باشد مثال: موقعی که به خانه می‌رویم فرزندمان صدایمان می زند آنجا که سر فرزند داد می‌زنیم نمره ردی می‌گیریم جائیکه حوصله نداریم و حرصمان را سر کسی خالی می‌کنیم جائیکه ناتوانی و ضعف خودمان را بر سر دیگران می‌ریزیم در آنجا و در آن نقطه است که یا صعود می‌کنیم یا سقوط می‌کنیم در خارج از زندگی و در جای ماورائی نیست تزکیه و پالایش در همین زندگی عادی می‌باشد.

بنابراین جدا شدن پیوندها در مرحله اول تشخیص آن است بعد در مسیر زندگی در دو راهی انتخاب قرار می‌گیریم موقعی که می‌خواهد جدا شود مانند زایمان می‌ماند درد زیادی به انسان وارد می‌کند تصاویر کتاب شخص که فرو می‌رود به اعماق حفره‌ها و باران شدیدی می‌آید آنجا لحظه جدا شدن پیوند است باید سخت به صخره‌ها چسبید و تسلیم خواسته‌ها نشود.

بعضی از انسان‌ها استاد بهم ریختن هستند حرفی به ما می‌زنند که انگار از تمام وجود آتش می‌گیریم این انسان‌ها نعمت هستند که در مسیر هر کسی قرار می‌گیرد چون آن شخص آمده کار را یکسره کند اگر با آنم موج مخرب همسو شویم پیوند محکم‌تر می‌شود اگر بشناسیم و همراه نشویم و سختی و مبارزه سنگین را تحمل کنیم و بدانیم برای چه مبارزه کنیم می‌توانیم جدا شویم این لحظه مهم است که انسان مبارزه‌اش را ادامه دهد و بداند به آب می‌رسد باید به این قضیه باور داشته باشد.

در جدا سازی پیوند نیروهای بازدارنده به انسان القاء می‌کند که فایده ندارد برای چه تقلا می‌کنی؟ در اینجا نباید فریب خورد و تسلیم شد.

اگر انسان درد زایمان در جدا شدن را پذیرفت به خلق جدید می‌رسد و اگر هم نپذیرفت همینگونه که هست می‌ماند.

تزکیه و پالایش سخت و دردناک می‌باشد ولی کسی که خواهان شیرینی و رهایی می‌باشد کسی که حال خوب را می‌خواهد باید مثل یک جنگجو باشد آماده و مهیا باشد ممکن است شکست بخورد اصلاً اشکال ندارد ولی می‌داند که راه جدا شدن بدی‌ها از انسان بدون درد و بدون آزمایش امکان پذیر نیست.

وقتی انسان می‌خواهد به درجات بالا برسد مثال: از بزرگی می‌پرسند چگونه شد که به توانایی‌های خود رسیدید؟ گفت ما مثل درخت نخل هستیم درخت نخل در جای بسیار گرم و آب کم و تلخ زمین سوزان شیرین و کاملترین میوه دنیا را می‌سازد. تفاوت درخت نخل با درختان دیگر در نقطه تحمل می‌باشد.

حالا انسانی که می‌خواهد به درجه نخل برسد پیوند تاریکی به ان زده می‌شود و این پیوند همانطور که اندک اندک رشد می‌کند یواش یواش عرصه به او تنگ می‌شود یعنی کسی که وارد تاریکی می‌شود تاریکی در او رشد می‌کند روز به روز عرصه بهش تنگ‌تر می‌شود و این تنگ شدن میان عرصه همان نیرویی است که از کم شروع می‌شود و به آرامی زیاد می‌شود و نقطه تحمل انسان را بالا می‌برد.

 وقتی که انسان از پیوند جدا شد تبدیل به درخت نخل شده که میوه‌هایش برای انسان‌های دیگر است.

ما به تعداد صفت‌هایی که برای انسان می‌توان قائل شویم می‌توانیم نقطه تحمل داشته باشیم درواقع نقطه تحمل بر اساس صفات معنی پیدا می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها : متن CD های آقای امین،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 10:29 ب.ظ
Hey I am so excited I found your weblog, I really found you by mistake, while I was browsing on Bing for something else,
Nonetheless I am here now and would just like to say many thanks for
a marvelous post and a all round thrilling blog (I also
love the theme/design), I don’t have time to go through
it all at the moment but I have saved it and also added your RSS feeds, so when I have time I will
be back to read more, Please do keep up the great jo.
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:30 ق.ظ
Hi there, just wanted to tell you, I loved this blog post.
It was practical. Keep on posting!
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:20 ق.ظ
A fascinating discussion is worth comment.
I think that you need to write more about this subject matter, it might not be a taboo subject but generally people don't speak about such issues.
To the next! All the best!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.