تبلیغات
هم قدم با عشق - گزارش جلسه مورخ 95/9/15
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
چهارشنبه 24 آذر 1395 :: نویسنده : neda a       

به نام خدا

 

 جلسه مورخ 15/9/95 با حضور گرم همسفران با دستور جلسه انرژی نفس 2 از آقای مهندس دژاکام  به استادی سرکار خانم مینا رأس ساعت 4:30 بعدازظهر روز دوشنبه آغاز به کار نمود.

************************

خلاصه سخنان استاد:

درمورد دستور جلسه امروز (چگونه شکرگذاری می کنیم؟ ot) و نوزدهمین سالگرد رهایی آقای مهندس دژاکام که اگر ایشون نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم. و شکرگزاری به خاطر داروی ot. داروی OT واقعاً براش زحمت کشیده شده. 14 سال به خاطرش واقعا مبارزه شده. وقتی که آوردن اسم تریاک جرم بود مهندس کاری را انجام دادن بشه توی کلینیک ها به عنوان دارو استفاده بشه. این کار، کار آسونی نبود.

آقای مهندس چند وقته مانورشون روی خرید جنس ایرانی هست. باید حمایت کنیم از چیزهایی که مال ما هست.آقای مهندس می گن وقتی من عنوان کردم در ایران که دارویی برای درمان اعتیاد دارم که اسمش ot هست توی ایران از من نپذیرفتند. وقتی از من پذیرفتند که توی آمریکا و انگلیس آقای ویلیام وایت آن را به عنوان مقاله ریکاوری ارائه داد و این یاعث شده که این دارو در ایران پذیرفته بشه.

************************


خانم طاهره جابرانصاری:

آقای مهندس درمورد کسب انرژی تصویری می فرمایند ما از تصاویر هم خوب می تونیم برداشت کنیم و هم بد. هر دفعه ممکنه ما نیمی از برداشت ما اشتباه باشه. 

 

استاد محترم:

وقتی که تصاویر جلوی ما میان ممکنه ما برداشت اشتباهی از اون تصاویر داشته باشیم. ممکنه دو نفر توی یک مهمونی نشستند بغل همدیگه و دارن صحبت می کنن. این یه تصویری هست که ممکنه منو بهم بریزه. اصلاً ممکنه مخاطبشون من نباشند ولی من می تونم از این تصویر این را برداشت کنم که دارن پشت سر من صحبت می کنند. یا یه وقتی یه موادی از مسافرم می بینم که شاید مال قبله. الان مصرف نکرده. یادش نبوده تو جیبش بوده و خیلی از اتفاقاتی که ممکنه مثل اینها برامون رخ بده و ما برداشت اشتباهی از یک تصویر داشته باشیم. 

یک تصاویری هست که ما را به وجد میاره. خیلی فیلمهایی که دیدنشون بهتون لذت می ده. تصویر تولد یک نفر که وقتی می بینید در شما انرژی ایجاد می شه. 

************************

خانم طاهره جابرانصاری:

ما برای اینکه چه کار کنیم که مریض نشیم هیچ اداره یا پزشکی نداریم. ما باید از اهمیت مواد غذایی مطلع باشیم. ما برای ماشین جسم خودمون تدبیر لازم را انجام بدیم. 

در زمانهای گذشته از اهمیت مواد غذایی اطلاع بیشتری داشتند. ولی الان بیشتر مردم دوست دارند که غذاهایی که سریع آماده می شه را استفاده کنند. چرا که ما از غرب یاد گرفتیم که زنها باید دوش به دوش مردها کار کنند. و دیگه زمانی برای طبخ غذا باقی نمی مونه و این باعث بیماری ها و مشکلات فراوانی می شه.

ما برای تربیت فرزندانمون هم وقت نمی گذاریم و اونها را به مهدها (پرورشگاه)، مادربزرگها و خاله ها و ... می سپاریم. 

 

استاد محترم:

درمورد جسم خیلی می شه صحبت کرد. قدیمها وقتی خوابشون نمی برد گل گاوزبون دم می کردند ولی الان یک قرص می خورند تا خوابشون ببره. تمام این قرصها به بدن ما ضربه می زنه. همین نوشابه های گازدار آقای مهندس می گن آب فاضلاب یعنی اینقدر مضر هست که می شه باهاش سینک ظرفشویی را شست.

یک جایی هست که خانمها مجبورند کار کنند ولی جایی که خانم می گه می خوام استقلال مالی داشته باشم اون درست نیست. تربیت فرزندان خیلی مهم تر و ارزشمندتر از اون هست. 

بچه ها از پدربزرگ و مادربزرگ سرویس می گیرند. میان خونه مادر دیگه نمی تونه کنترلش کنه. سعی کنیم جایگاهمون را حس کنیم. جایگاه ما خانم خونه هست. 

************************

تصاویر و اصوات چیزهایی هستند که از بیرون ممکنه به ما آسیب  برسونن و فکر از درون هست. ما به خاطر بقامون به سه تا چیز نیاز داریم. گاز، مایعات و جامدات. هوایی که تنفس می کنیم و آبی که مصرف می کنیم و جامدات مثل آهن و مس و فسفر که می تونیم از منابع طبیعی آنها را دریافت کنیم. برای اینکه در زمانی که بدن مشکلی براش پیش اومد بتونه را به وسیله این مواد اولیه خودش را بازسازی کنه.

خوراک نفس هم نور، صوت و حس هست. پله بعد از حس، فکر است. چون از تفکرات حس به وجود میاد. 

************************

ناامیدی را خیلی وقتها هممون تجربه کردیم. مثلاً گفتیم که این مسافر من که خوب بشو نیست باید ازش طلاق بگیرم. یه چیز خیلی جالبی که داشتم گوش می دادم این بود که انسانها فقط زمانی می تونن ناامید بشن که فکر کنن خدا مرده.

خدا لحظه ای درنگ نمی کنه. وقتی پاییز تموم می شه زمستون شروع می شه. زمستون که تموم می شه بهار می رسه. توی زمستون که درختها به خواب می رن خدا بهشون وعده می ده. وعده بهار را می ده. چطور می شه با این همه عظمت من انسان را فراموش بکنه. ممکنه هممون در زندگی به این پاییز و زمستون رسیده باشیم ولی قطعا موندگار نیست. تا می تونید از زندگی لذت ببرید. اگر مشکلی پیدا کنم دنبال راهش می گردم تا اون را حل کنم. هر چیزی یک حکمتی داره و من حق ناامید شدن ندارم. من اگر از آدمها شکایتی دارم مشکل منم چون من نمی خوام عوض بشم. فقط منتظرم که آدمهای دیگه تغییر بکنند. من که قدرت این را ندارم که خودم را تغییر بدم و با شرایط خودم را وفق بدم. مسلماً این که من کفش بپوشم خیلی راحتر از این هست که تمام دنیا را فرش کنم. 

************************

حسادت هم به گونه های مختلف سراغمون میاد. خوشبختی و بدبختی در فکر ماست و در اندیشه ماست. هیچ جای دیگه دنبال اون نگردید. شاید کلی پول داشته باشید ولی انسان آرومی نباشید. اگر نتونید شب راحت بخوابید انسان خوشبختی نیستید هرچند که میلیاردها ثروت داشته باشید. 

چون بحثمون روی تغذیه بود چه از نظر جسمی و روانی باید حواسمون به خودمون باشه. اطرافمون چیزهایی پیدا می شه که اگر عمیق عمیق نگاه کنم از خود ارزشمندمون ارزشش خیلی پایین تر هست.

چرا وقتی غذا می خوریم گوشت خورشت را داخل بشقاب بچمون می ریزیم؟ اینطوری به بچمون یاد می دیم که من هیچ ارزشی ندارم. من اگر دارم نفس می کشم فقط به خاطر توئه.

در صورتی که من خیلی ارزش دارم. جسمم، نفسم ارزش داره. من آدم ارزشمندی هستم. اگر برای خودم ارزش قائل نباشم هیچ کس برای من ارزش قائل نیست، حتی کائنات.

دختر من قندون کریستال منو شکست همونطور که نشسته بودم محکم زدم پشت سرش. اون ارزشش خیلی بیشتر از قندون کریستال من بود. من عزت نفس دخترم را ازش گرفتم. بهش گفتم قندون من ارزشش بیشتر از توئه. وقتی عزت نفسش را ازش گرفتی به اولین پسری که بهش خندید می ره طرفش. چرا؟ چون محبت می خواد. چون برای خودش ارزش قائل نیست. 

من خیلی ارزشمندتر از اونم که فکر خودم (غذای نفس خودم را) مشغول چیزای خیلی خیلی بی ارزش بکنم. که فکر کنم فلانی اینو گفت! اون اینو گفت! 

************************

پایان جلسه رأس ساعت 6 بعدازظهر روز دوشنبه مورخ 15/9/95

دستور جلسه هفته آینده سی دی انرژی نفس 3 از آقای مهندس دژاکام

************************

پاینده و پیروز باشید





نوع مطلب :
برچسب ها : دستور جلسات هفتگی،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 10:40 ب.ظ
Everyone loves what you guys are usually up
too. Such clever work and exposure! Keep up the great works guys I've incorporated you guys to my
blogroll.
شنبه 4 شهریور 1396 11:26 ق.ظ
Good answer back in return of this issue with solid arguments and explaining everything concerning that.
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:20 ق.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You definitely know what youre talking about, why throw away your intelligence on just posting videos to
your weblog when you could be giving us something enlightening to read?
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:58 ب.ظ
I'm really loving the theme/design of your site.
Do you ever run into any browser compatibility issues? A number of
my blog readers have complained about my site not
operating correctly in Explorer but looks great in Opera.

Do you have any tips to help fix this issue?
جمعه 24 دی 1395 10:22 ق.ظ
سلام
عالی بود

پنجشنبه 23 دی 1395 06:34 ق.ظ
پست خوبی گذاشتی! موفق باشی دوست خوبم
چهارشنبه 15 دی 1395 06:41 ق.ظ
عالی بود امیدوارم موفق باشید
یکشنبه 12 دی 1395 06:32 ق.ظ
تقدیم به شما که این مطلب خوب رو تهیه کردی
یکشنبه 28 آذر 1395 06:06 ب.ظ
سلام با تشکر فراوان از زحمات شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر