تبلیغات
هم قدم با عشق - خلاصه ای از جلسه مورخ 94/9/8
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ مربوط می شه به یکی از شعب کنگره 60 در شهر اصفهان که روی درمان اعتیاد به انواع مواد مخدر (تریاک، کراک، شیشه و ....) کار می کنه و درمان قطعی را برای مصرف کنندگان به ارمغان میاره.
جلسات ما روزهای دوشنبه راس ساعت 4 بعدازظهر در شعبه سلمان فارسی کنگره 60 واقع در خیابان جی، کوچه اسلامی برگزار می شه.
ما همسفران مسافرانی هستیم که سفر خودشون را از ظلمت اعتیاد به طرف روشنایی و سلامتی آغاز کردند. اگر شما هم مصرف کننده مواد مخدر دارید می تونید به این حلقه متصل بشید.
منتظر دیدار شما هستیم.
لژیون هم قدم با عشق
مدیر وبلاگ : neda a
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
هم قدم با عشق
جمعه 13 آذر 1394 :: نویسنده : neda a       
به نام معمار بزرگ
جلسه با حضور جمعی از همسفران و استادی خانم مینا با موضوع سی دی ابرهای تیره از آقای مهندس رأس ساعت 4:30 بعدازظهر روز یکشنبه آغاز به کار نمود.

******************************

اساس کنگره براساس محبت است. ظرف وجودی هر کسی بستگی به محبتی داره که در وجودش هست و اگر محبتی توی وجودش نباشه ظرف وجودیش خالی هست.
حالا محبت چیه؟
همون کار خالصانه ای که برای دیگران انجام می دیم و در مقابلش هیچ انتظاری نداریم اون خودش یه نوع محبته. اون وقت اون آرامش نصیب ما می شه.
این قانون در کائنات هست که تو اگر خوبی به کسی کردی این به تو برمی گرده ممکنه از طرف کس دیگه ای و به یه طریق دیگه ای باشه ولی مطمئناً برمی گرده.
در مورد بدی هم همینطوره. تو ممکنه یه سیلی به حق به کسی بزنی حتماً اون سیلی به تو برمی گرده حتی اگر به ناحق باشه.
خلاصه سخنان استاد:
یه وقتایی یه سختیایی هست که هیچ وقت تموم نمی شن و ما همراه اون سختی آرامش و آسانی را پیدا می کنیم.
مثلاً کسی که یه فرزند معلول داره دو راه داره می تونه همش قر بزنه و  و بگه تو چی بودی نصیب من شدی و زندگی را برای خودش جهنم کنه ولی هم می تونه همین سختی را برای خودش تبدیل به آسونی کنه.
به وقتایی یه مشکلاتی برامون پیش میاد و می گیم چرا؟ این حق من نیست. ولی این عین عدالت هست.
چرا؟
چون مشکلات و مصائل زندگی به چندین صورت هست.

1- گاهی اوقات اینها آزمایش الهی است که ما باید یاد بگیریم که از زمین بلند بشیم.

2- زمانی هست که من از آموزگار یاد نگرفتم و اون وقت روزگار میاد اونها را به من یاد می ده.

3- زمانی هست که در یک جایگاهی نیستی ولی راجع به اون جایگاه قضاوت می کنی. مثلاً یه مهمونی رفتم و وقتی میام بیرون می گم این چه غذایی بود درست کرده بود؟ این چه پذیرایی بود که کرد؟ ولی واقعا اگر در جایگاه اون شخص باشم شاید خیلی بدتر از اون پذیرایی کنم.
مثلا ممکنه من خیلی گله داشته باشم از مرزبانی ولی واقعاً نمی دونم که یک مرزبان چه مسئولیتهایی داره و چه سختیهایی را باید تحمل کنه. و وقتی در اون جایگاه قرار می گیرم تازه متوجه می شم که چه قضاوتهایی کردم و باید در اون جایگاه قرار بگیرم تا متوجه بشم.

4- یه وقتایی هست که بهمون یه خدمتی می شه و وقتی کارمون حل شد دیگه خدا را بنده نیستیم. ولی اون کسی که به من خدمت می کنه یه جایی دیگه و به یه طریق دیگه ای جواب کار خودش را می بینه ولی من دچار مشکل می شم چون کسانی را که در زمان سختی به من کمک کردند را بعد از اینکه خوب شدم فراموش می کنم.
یه موقع هست که من میرم کمک مادرشوهرم و احساس می کنم که اون جور که باید از من تشکر نشد ولی باید به این فکر کنم که من هم یک روزی مادرشوهر می شم و این نیکی را عروس من به من خواهد کرد.
ما اگر بچة یک نفر که سالها به پاش زحمت کشیده را ازش بگیریم و ازش دور کنیم مطمئن باشیم که کسی هم میاد و بچة ما را از ما می گیره و از ما دورش می کنه.
من از مادرم دور هستم و مثلاً یک روز که مریضم مادرشوهرم برام سوپ درست می کنه از من و بچم نگهداری می کنه و من اینا رو نادیده می گیرم و فقط اینو می بینم که مثلاً از خستگی برگشته به بچه من گفته «کشتی منو از صبح تا حالا» 
گاهی وقتا ما خوبیها را نمی بینیم و کافی فقط یک حرف یا یک کار بد از یه نفر ببینیم تمام خوبی های اون شخص را فراموش می کنیم.

5- انسان موجود حریصی هست وقتی در سختی قرار می گیره طلب کمک می کنه. یک همسفر سفر اولی وقتی که وارد کنگره می شه بهش می گن حرکت کن وقتی که مسافرش رها می شه می گه من در کنار مسافرم بودم که اون رها شد. ولی وقتی که مسافرش رها نمی شه می گه مشکل از مسافر که حرکت نمی کنه.
یا زمانی که در مشکلات هستیم به یاد خدا می افتیم و زمانی که مشکلمون حل می شه می گیم خودم مشکلم را حل کردم و خدا را فراموش می کنیم.
******************************
خداوند می گه انسانها عموماً اینطوری هستند به غیر کسانی که محبت دارند و دیگران را به صبر و محبت دعوت می کنند.
اساس کنگره براساس محبت است. ظرف وجودی هر کسی بستگی به محبتی داره که در وجودش هست و اگر محبتی توی وجودش نباشه ظرف وجودیش خالی هست.
حالا محبت چیه؟
همون کار خالصانه ای که برای دیگران انجام می دیم و در مقابلش هیچ انتظاری نداریم اون خودش یه نوع محبته. اون وقت اون آرامش نصیب ما می شه.
این قانون در کائنات هست که تو اگر خوبی به کسی کردی این به تو برمی گرده ممکنه از طرف کس دیگه ای و به یه طریق دیگه ای باشه ولی مطمئناً برمی گرده.
در مورد بدی هم همینطوره. تو ممکنه یه سیلی به حق به کسی بزنی حتماً اون سیلی به تو برمی گرده حتی اگر به ناحق باشه.
***************************
مطالب در کنگره تکرار می شن تا تفهیم بشن مثل یک میخ که با یک ضربه وارد دیوار نمی شه باید چندین ضربه بخوره تا وارد دیوار بشه. 
باید اونقدر این مطالب تکرار بشن تا ما یه جایی از اونها استفاده کنیم و استحکام پیدا کنند در زندگی ما.
****************************
موفقیت کنگره به خاطر این هست که میوه ها می رسند و ما آنها را می چینیم یعنی کسانی که به رهایی می رسند با جون و دل برای کنگره کار می کنند.
من میان کنگره آموزش می بینم و در کنار آموزش به یک سری از خواسته هام هم می رسم یکی از اونها خواسته ها آرامش هست. و اون آرامش اونقدر به من انرژی می ده و لذت می ده که میام با جون و دل برای کنگره کار می کنم و دیگران را دعوت به آرامش می کنم. و اینها میوه هایی هستند که می رسند و وارد سیستم می شوند.

*****************
در کنگره گفته می شه که فقط متون کنگره آموزش داده بشه. مهندس می گن ما حتی تعصبی روی متون کنگره نداریم. اینها فقط یک ابزاری هستند برای رسیدن به آرامش.
و اگر هم می گن ما یک سری کتابها را نخونیم به خاطر این هست که علم من به اون کتابها نمی رسه. دانایی من اون حدی نیست که درکش کنم. مثل کتاب «خروج روح از بدن» حتی اگر من موفق بشم روحم را از بدنم خارج کنم ممکنه در من باعث جنون بشه. چون علمش را ندارم.

**********************
الهامات در مرحله نفس لوامه به انسان وارد می شن. یه وقتی این الهامات مثبت هستند و یه وقتی منفی هستند. به چی بستگی داره؟
به دانایی من بستگی داره. هرچه قدر بیشتر دانایی من بره بالا الهامات که به من می شه بهتر است و هرچه قدر دانایی من کمتر بشه الهامات منفی هم ممکنه به من برسه.
ممکنه جایی نشستی بهت الهام می شه که بری بیرون و یه دوستی که سالهاست ندیدی را می بینی و بهت می گه ما داریم می ریم یه جایی بشینیم تو هم بیا حالا مثلاً اونجا مواد مخدر مصرف می شه. 
اون بستگی به دانایی و تزکیه و پالایش من داره که تو چه مسیری بیفتم
*************************
در زمانی که جوان هستیم باید به فکر تشکیل خانواده باشیم. الان توی شهرای بزرگ دخترا و پسرا به صورت قراردادی میرن با هم زندگی می کنن و اگر از هم خوششون اومد با همدیگه می مونن و اگر نه از هم جدا می شن.
آقای مهندس می گن وقتی تشکیل خانواده می دی از تنهایی درمیای. شاید یک سری سختیهایی داشته باشه شاید من وقتی مجردم می تونم برم خونه دوستم، استخر یا جاهای دیگه ولی وقتی یه بچه کوچیک دارم خیلی برام سخت می شه.
ولی همیشه در روی یک پاشنه نمی چرخه. هر چیزی که می خوای بگیری باید چیزی هم بدی. اگر می خوای در پیری کسی مراقبت باشه و غمخوارت باشه باید در جوونی غمخوار کسی بوده باشی.

همسفر ندا: چه تضمینی وجود داره که ما وقتی غمخوار کسی بودیم اون هم غمخوار ما باشه.

بستگی داره که ما چقدر با همسرمون همدل باشیم. الان دخترا وقتی یه نفر میاد خواستگاریشون مثلاً از لباس پوشیدن پسره خوششون نمی یاد می گن خوب حالا بعداً خودم لباس پوشیدنشو درست می کنم. 
در صورتی که اون یه انسانه با یک سری خواسته و من نمی تونم مطابق میل خودم اون را عوض کنم. این چیزا هست که زن و شوهر را از همدیگه دور می کنه. وقتی من با شوهرم همدل باشم اون اگر هم نیست رفته رفته با من همدل می شه.
برعکسش هم هست.
مثلاً من شوهرم خیلی اهل کادو خریدن و مسیجای عاشقانه بود ولی رفته رفته اونقدر من اونطور نبودم که ممکنه یک هفته منو ندیده فقط یک بار به من زنگ می زنه.
*****************
پایان جلسه رأس ساعت 5:30 بعداز ظهر
***************** 
موضوع جلسه آینده: ادامه سی دی ابرهای تیره 




نوع مطلب :
برچسب ها : گزارش جلسات روزهای یکشنبه، سی دی های آقای مهندس دژاکام،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 تیر 1396 04:40 ب.ظ
Ridiculous story there. What happened after? Thanks!
دوشنبه 8 خرداد 1396 06:44 ب.ظ
بسیار مطلب عالی بود!
ممنونم از وبلاگ خوبتون
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:09 ق.ظ
Hi, Neat post. There is a problem together with your website in web explorer, might
test this? IE still is the market chief and a large component of other people will leave out
your excellent writing because of this problem.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 07:12 ق.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your blog.
It's a very easy on the eyes which makes it much
more pleasant for me to come here and visit more often. Did you
hire out a developer to create your theme? Exceptional work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر